تبلیغات
 کوی آگاهی وبلاگ کوی آگاهی
زمانی که یه هدف تعیین میکنی تا بهش برسی هیچ تصور نمیکنی چه مشکلاتی واست پیش میاد تا مانعت بشه, شاید بگی آره من تا آخرش هستم و پای هرچیزی ایستادم ولی تا در دل قضیه قرار نگرفتی مشخص نمیشه واقعن  حاضری همه جوره پای هدفت بایستی یا نه تنها یه هیجان زود گذر بوده! چنان درد و رنج میاد سراغت گویی پوستت  کنده میشه. اما اگر ایستادگی کنی, اگر واقعن  بخوای به اون تصویر بزرگ توی ذهنت برسی, تو در طول مسیر چنان تغییر میکنی که یه وقتی به خودت میای تا شخصی شدی که هیچ شباهتی با دوران خامی تو نداره.
این تغییر اگر مثبت باشه, اگر درست پیش بینی کرده باشی و این هدف مطابق خواسته ها و ارزش هات باشه ,قطعن تاثیر گذار خواهد بود. هم برای خودت هم برای محیط پیرامونت, اما اگر به مقصد رسیدی اما اونطور که فکرمیکردی نشد, بهتره که دوباره دست بذاری رو زانوهات و بلند شی, چون تجربه های زیادی بدست آوردی و حالا که بخوای از نو شروع کنی, میدونی دقیقن چی میخوای.
در نظر داشته باشیک که در این مسیر مهمه که تعادل ایجاد کنیم بین جنبه های زندگی تا هدف ما توام با رضایت خاطرباشه.




طبقه بندی: زندگی بهتر،
برچسب ها: هدف، آگاهی، امیدواری، مسیر، تغییر، انگیزه، تعادل،
تاریخ : بیست و هفتم اردیبهشت 97 | 01:40 ب.ظ | نویسنده : روشن ضمیر | نظرات
گاهی اوقات از اینکه  میتونم خیلی قوی باشم  و روزای سخت رو سریع بگذرونم تعجب میکنم!  متوجه شدم که هر زمان که غمگین و دلشکسته باشم و احساس کنم دیگه نمیتونم ادامه بدم, درست چند ساعت بعد یا در نهایت یک روز بعد دوباره حالم خوب میشه, دوباره به رویاها و برنامه هام فکر میکنم. شک ندارم هر نقطه ای از جهان برم, میتونم از پس خودم بربیام. {زمین مادر هوام رو داره ,کل کهکشان هم باهام رفیق هستن!! ال اس دی نمیزنم :)))}
یه تغییر خوبی که در خودم دیدم اینه که یه جورایی با همه راحت صحبت میکنم, با غریبه ها چه بزرگ چه کوچیک با دوستای دور و نزدیک و گربه های تو خیابون ( هنوز جرات نکردم به سگی نزدیک بشم) ! این واقعا انرژی مثبت بهم میده, قبلا یه آدم ساکتی بودم عین دیوار! فقط لبخند میزدم ( چه مذخرف بودم! اما بقیه میگن  اونجوری دختر بهتری بودم) شاید بهتره زیاد راحت نباشم چون گاهی غریبه ها با شک و تردید بهم نگاه میکنن :)))) (بدم نمیاد دیوونه به نظر برسم!!)


ادامه مطلب

طبقه بندی: تلنگر،
برچسب ها: آگاهی، زندگی، امیدواری، تعادل، آرامش، تنهایی، ترس،
تاریخ : سوم بهمن 96 | 02:20 ق.ظ | نویسنده : روشن ضمیر | نظرات
تو این دورانی که وبلاگ نویسی یه جورایی اولد فشن (دِمُده) شده , من بهش علاقمند شدم, خب فهمیدم  در اصل نوشتن باعث میشه حالم خوب بشه!! وقتایی که احساس بدی دارم به عبارتی ناراحت و گریانم تازه متوجه میشم چند روزه که ننوشتم. البته علاقه خاصی به هرچیزی که دِمُده شده دارم این رو کتمان نمی کنم.
این روزا مشغول موشکافی هرچه بیشتر عمق تاریک وجودم هستم, راستش با چیزای جالبی رو به رو نشدم , تنها احساس خوبم واسه اینه که شجاعتش رو داشتم  دست به این کار بزنم درصورتی که خیلی از آدما میترسن با خود واقعیشون روبه رو بشن. میدونم قرار نیست به زودی نتیجه بده اما این تصمیم منه و سنگ هم از آسمون بباره پای این تصمیمم وایسادم. اتفاقن این روزها عجیب هرروز مشکل  واسم پیش میاد , هرروز یه مانعی که با ترس هام روبه رو نشم که تغییراتی که میخوام رو در زندگیم ایجاد نکنم. اما ایستادگی می کنم چون این انتخاب من هست.
خداوند به همه ی ما صبر و قدرت بده تا از تاریکی ها یکی بعد از دیگری عبور کنیم تا به نور حقیقی برسیم.
آمین.



طبقه بندی: تریبون آزادی،
برچسب ها: زندگی، کوی آگاهی، ترس، مبارزه، امیدواری، شجاعت، نیمه تاریک،
تاریخ : یکم بهمن 96 | 01:30 ق.ظ | نویسنده : روشن ضمیر | نظرات

  • paper | سامان | اخبار