کوی آگاهی سفر برای رسیدن به دانش وآگاهی, کارساده ای نیست.اما این سفر پرسودترین سرمایه در زندگی ما خواهد بود. باشد که درکنارهم به این مهم دست پیداکنیم. "به آینه نگاه کن,تمام چیزی که به آن احتیاج داری را به تو نشان خواهد داد." http://kooyeagahi.mihanblog.com 2017-07-26T04:20:34+01:00 text/html 2016-05-14T16:13:32+01:00 kooyeagahi.mihanblog.com روشن ضمیر بازار داغ موفقیت http://kooyeagahi.mihanblog.com/post/32 <font face="Mihan-Iransans" color="#663333" size="2"><img src="http://www.tmogroup.asia/wp-content/uploads/2015/01/unique-selling-proposition1.jpg" alt="بازار داغ موفقیت" align="" border="0" height="149" hspace="0" vspace="0" width="298"><br>داشتم فکرمیکردم یه مدتی هست که تب حرفای موفقیتی و انگیزشی زیاد شده و واسه خودش بازاری درست کرده.&nbsp; هرکسی هم به مردم یه چیزی ارائه میکنه و اونارو قانع میکنه که چیزایی که اون میگه خاص هست. طبیعتن هرکسی این وسط بیشتر مردم رو جذب کنه خب موفق تره. روانشناس ها و سخنران ها ی موفقیت روز به روز بیشتر میشن, ولی به نظرتون اگه به زندگی شخصی و درونیات واقعی این افراد دسترسی پیدا کنیم انقدر فوق العاده به نظر میرسن؟ من که شک دارم, شاید تعداد انگشت شماری از اونها واقعا خودشون باشن ولی هستن آدمایی که هدفی جز سواستفاده از دیگران ندارند.<br></font><font face="Mihan-Iransans" size="2"><br> </font> text/html 2016-04-20T10:25:27+01:00 kooyeagahi.mihanblog.com روشن ضمیر چرا ترک غیبت سخت است؟ http://kooyeagahi.mihanblog.com/post/31 <img src="http://images.khabaronline.ir/images/2013/8/position50/13-8-25-192658img09230639.jpg" alt="غیبت کردن" height="167" hspace="0" vspace="0" width="250" align="" border="0"><br>&nbsp;<font face="Mihan-Iransans" color="#330000" size="2">الان که دارم این متن رو می نویسم فکرکردم شاید یکی هم باشه مثل من که دوست داشته باشه غیبت نکنه اما ناخودآگاه این کارو میکنه و بعدش پشیمون میشه که چرا همچین کاری کرد؟<br>برام جالب بود که تو کتاب "پروژۀ شادی" به موضوع غیبت کردن روبه رو شدم, بیشتر چون نویسنده آمریکایی هست و خبری از دلایل و صحبت های کلیشه ای در باب این کار ناخوشایند, در کتاب دیده نمیشه. نویسنده"گریچن رابین" هم از این موضوع رنج می بره پس من یه نفس راحت می کشم و با خودم میگم که تنها ما ایرانی ها نیستیم که با همچین مشکلی روبه رو هستیم.<br></font><br> text/html 2016-04-19T02:29:09+01:00 kooyeagahi.mihanblog.com روشن ضمیر تو از چه چیزی لذت می بری؟ http://kooyeagahi.mihanblog.com/post/30 <font face="Mihan-Koodak" size="3"> <font color="#993399"><img src="http://www.elizabethherrington.com/images/EnjoyingNature.jpg" alt="لذت بردن" height="187" hspace="0" vspace="0" width="324" align="bottom" border="0"><br>امروز که فکر می کردم چه مطلبی تو وبلاگ </font><font color="#993399">بذارم, چندتا موضوع به ذهنم رسید, بعد به خودم گفتم تو که چندروزه در حال مطالعه کتاب <font color="#660000">پروژه شادی</font> هستی چرا از اون کمک نمی گیری؟ بیشترین چیزی که من رو شیفتۀ این کتاب کرد و باعث شد ازش کمک بگیرم ایده ی "<font color="#660000">خود واقعی بودن</font>" هست. نویسنده تجربیات روزمره خودش رو بیان می کنه و تظاهر نمی کنه که فوق العادست و از شعارهای کلیشه ای استفاده نکرده.<br>به نظرت تفریح چی هست؟ تو از چه چیزی لذت می بری؟ تاحالا بهش خوب فکرکردی؟<br></font> </font> text/html 2016-04-18T03:21:05+01:00 kooyeagahi.mihanblog.com روشن ضمیر شروع دوباره http://kooyeagahi.mihanblog.com/post/29 <font face="Mihan-Nassim" color="#663333" size="4"><img src="http://cdn.quotesgram.com/small/60/38/24379306-begin-again-quote-1.jpg" alt="شروع دوباره" height="204" hspace="0" vspace="0" width="195" align="bottom" border="0"><br>مدت زیادی هست که به وبلاگم سر نزدم, کلی دلم واسش تنگ شده بود. نه اینکه حوصله نداشتم فقط نمیدونم چرا در برابر سر نزدن به اینجا&nbsp;مقاومت می کردم. البته من در برابر خیلی از چیزا مقاومت می کنم و بعد پشیمون میشم. از همون موقع که به اینجا سرنزدم تصمیم گرفتم که تغییراتی تو زندگیم ایجاد کنم. جدیدترین چالشی هم که در نظر گرفتم "بیدار شدن ساعت 5 صبح" هست. امروز اولین روزی بود که انجامش دادم و خداوکیلی تاثیر زیادی روی روحیه ام داشته, یه کارایی هم انجام دادم مثل نوشتن ایده هایی که میتونم اجرا کنم و همینطور با مامانم به پیاده روی رفتم از اینکه وقت بیشتری باهاش گذروندم و به قول معروف از لاک خودم اومدم بیرون خیلی خوشحالم.<br>&nbsp;امیدوارم تو دوست عزیزم زودتر تغییراتی که مدنظرت هست رو تو زندگیت ایجاد کنی, یه توصیه میکنم بهتره نقشه نکشی و برنامه ریزی نکنی تنها وقتی فکری به ذهنت رسید انجامش بدی و بیشتر وقتت رو هدر ندی. اگه دوست داشتی درباره ی تغییراتی که تمایل داری تو زندگیت ایجاد کنی واسم بنویس خیلی خوشحال میشم.</font><font face="Mihan-Nassim" size="4"><br></font> text/html 2015-11-12T17:03:57+01:00 kooyeagahi.mihanblog.com روشن ضمیر غلبه بر امواج زندگی! http://kooyeagahi.mihanblog.com/post/28 <font face="Mihan-IransansBold" color="#000099" size="2"><img src="http://rivista-cdn.palmspringslife.com/nick vujicic _.jpg" alt="nick" align="" border="0" height="232" hspace="0" vspace="0" width="190"><br><font color="#003300">چندروز پیش&nbsp; به خودم میگفتم" دلم میخواد کتاب جدید بخرم" بعد یه لحظه فکرکردم که این ماه بیشتر ازهرماه دیگه کتاب خریدم دیگه پولی برام نمونده!" بس کن دیگه انقد افراط هم خوب نیست!"(گفتگوی همیشگی من باخودم!!) بنابراین یه فکری به ذهنم رسید"چرا کتاب های قدیمی رو دوباره نخونم؟" درهمین حین نگاهم به کتاب "زندگی بی حدو مرز" افتاد!! "چرا فراموشش کرده بودم؟" این یکی از بهترین کتاب هایی بود که تو زندگیم خوندم! شمارو به خوندن گزیده ای ازخاطرات "نیک وی آچیچ" دعوت میکنم.</font></font><font face="arial,helvetica,sans-serif" color="#003300" size="2"><br></font><br><font face="Mihan-Iransans" size="2">روزی که مسابقات موج سواری برگزار شد, جمعیت زیادی آنجا بودند. من هم درمسابقه شرکت کردم.هیچکس باورنمی کرد حتی بتوانم خودرا روی تخت نگه دارم . اما من باوجود این که کمی هیجان زده بودم,عزمی جزم داشتم تا مسابقه راببرم. یکی ازمربیان به من نزدیک شدو گفت: آیاوقعا آمادگی اش را داری که درمسابقه شرکت کنی؟ پاسخ من قاطعانه مثبت بود. اوگفت: ببین رفیق, من نمی دانم توبدون دست وپا چگونه می خواهی تعادل خودرا روی تخته حفظ کنی؟! آیامی توانی شنا کنی؟! آیامی توانی سریع تر ازکوسه ها شنا کنی؟ پاسخ من قاطعانه مثبت بود.<br><br></font> text/html 2015-11-04T17:26:43+01:00 kooyeagahi.mihanblog.com روشن ضمیر دغدغه ای از جنس انتخاب http://kooyeagahi.mihanblog.com/post/27 <font color="#003300"> <font face="Mihan-Iransans" size="2"><img src="http://www.transforming-technologies.com/blog/wp-content/uploads/2011/06/choose1.jpg" alt="انتخاب" height="211" hspace="0" vspace="0" width="266" align="bottom" border="0"><br>شما هم تاحالا همچین چیزی روتجربه کردین؟ مشکل این نیست که نمیدونی چی میخوای, مشکل اینه که نمیدونی کار یا ایده ای که به ذهنت میرسه درست هست یا نه. من همیشه و هرلحظه با این تردید دست به گریبانم, به هیچ وجه حس خوشایندی نیست,منتظری تایک نفر پیدا بشه وبهت بگه باید چه کاری انجام بدی! </font><font face="Mihan-Iransans"><br></font> </font> text/html 2015-11-03T14:47:10+01:00 kooyeagahi.mihanblog.com روشن ضمیر خودکم بینی http://kooyeagahi.mihanblog.com/post/26 <font face="Mihan-Iransans" size="2"><font face="times new roman,times,serif" color="#660000" size="3"><b><img src="http://www.j2h-conseils.fr/upload/images/formation-gerer-les-relations-difficiles.jpg" alt="خود کم بینی" height="186" hspace="0" vspace="0" width="186" align="bottom" border="0"><br>این داستان زندگی اکثرما آدماست,همیشه نگاه مون به دنیای بیرونه وبه دنبال ایده آل ها دردنیای بیرونیم, خوشبختی و آرامش دیگران رو می خوایم و <font color="#CC0000">فکرمی کنیم مرغ همسایه غازه</font>...خودکم بینی و گاهی خودنابینی باعث میشه که انسان خودش رو به حساب نیاره وارزشی برای خودش قائل نباشه.حالا توجه شمارو به داستان زیرجلب می کنم</b>.</font><br><br>ملّابرای خریدکفش نو راهی شهرشد.درقسمت کفش فروشان انواع مختلفی ازکفش ها وجودداشت که اومی توانست هرکدام راکه می خواهدانتخاب کند. فروشنده حتی چندجفت هم از انبار آورد تا ملّا آزادی بیشتری برای خرید کفش دلخواهش داشته باشد. او یکی یکی کفش ها راامتحان کرد, اماهیچ کدام را باب میلش نیافت وهرکدام را که می پوشید به آن ایرادی می گرفت.</font> text/html 2015-11-02T14:19:00+01:00 kooyeagahi.mihanblog.com روشن ضمیر به عقب برگرد و ببین کسی به دنبالت می آید؟ http://kooyeagahi.mihanblog.com/post/25 <font face="Mihan-Iransans" size="2"> </font><font face="times new roman,times,serif" color="#663300" size="4">کیست مولا آنکه آزادت کند<br>بند رقیّت ز پایت برکَند</font><font face="Mihan-Iransans" size="2"><font color="#993300"><font color="#663300"><br><font size="1">مولوی</font></font><br></font><br>روزی پدر ملّا به او ماموریت دادکه یک خرگوش را به کسی در روستای مجاور تحویل دهد. ملّا باخودش گفت:«بهتراست نشانی آن شخص را بنویسم تا یادم نرود.» نشانی را در جیبش گذاشت و به دنبال ماموریتش رفت. هرچنددقیقه یک بار نیز نگاهی به آن می انداخت و با خود می گفت:«می دانم به کجا می روم.» </font> text/html 2015-10-19T16:49:00+01:00 kooyeagahi.mihanblog.com روشن ضمیر بیماری به همه حق دادن http://kooyeagahi.mihanblog.com/post/22 <font face="times new roman,times,serif" color="#993300" size="3"><b><img src="http://media.jamnews.ir/Original/1392/02/18/IMG10450144.jpg" alt="ضعف" align="" border="0" height="172" hspace="0" vspace="0" width="250"><br>از آنچه دیگران دربارۀ شما فکرمی کنند ناراحت نشوید.آنها نیز نگران این امرهستندکه شما درباره شان چه فکری دارید.</b><br><font color="#000000"><font face="Mihan-Iransans" size="2"><br>می گویند دوشاکی رفتندپیش ملانصرالدین. شاکی اولی گفت:«من ازفلانی پول طلب دارم نمی دهد و می گوید آه دربساط ندارم, این حرفش منطقی نیست.» ملّا گفت:« تو حق داری.» شاکی دوم گفت:« فلانی ازمن طلبکار است ولی ندارم بدهم ورشکسته ام این مرد مرا تحت فشار گذاشته.» </font><br></font></font> text/html 2015-10-18T09:54:58+01:00 kooyeagahi.mihanblog.com روشن ضمیر پاینده باد ایران http://kooyeagahi.mihanblog.com/post/21 <b><font face="times new roman,times,serif" size="3"><font color="#333300">من نظرهایم را تا آنجا که میشود گفت, به اشاره می گویم و می گذرم, تو خود حدیث مفصل بخوان.</font><br></font></b>&nbsp;<font face="Mihan-Iransans"><br>چه خوبه که ما مردم ایران تحقیق بیشتری در تاریخ کشورمان انجام بدیم و هرچیزی را به راحتی قبول نکنیم. این موضوع بسیار ضروری هست برای ما که تاریخی کهن و پراز ابهام داریم. عصر, عصرِ اطلاعات هست ,ما کار راحت تری نسبت به نسل های پیشین داریم ولی این امر فقط وقتی امکان پذیره که شما قطعی قضاوت نکنید,هیچ اطلاعاتی رو نمیشه قطعی رد یا قبول کرد. امیدوارم که این نکته رو هم در نظر داشته باشید که یک اقدام درگذشته , برای اون زمان بهترین کار ممکن به نظر می رسیده, اما درحال حاضر ممکنِ حماقت و خیانت به کشور تلقی بشه.<br></font><br> text/html 2015-10-16T10:38:33+01:00 kooyeagahi.mihanblog.com روشن ضمیر سگ بیدار بهتر از شیر خفته است.(مَثَل فرانسوی) http://kooyeagahi.mihanblog.com/post/19 <img src="http://cdn.persiangig.com/preview/2fbYVpt9r8/Yoga-Meditating-300x200.jpg" alt="بیداری" align="" border="0" height="180" hspace="0" vspace="0" width="269"> <font face="Mihan-Iransans" size="2"><br>شاگردی که سال های متمادی تحصیل کرده و با جدیت تمرینات روحی خودرا انجام داده بود, به استادش گفت که تردید دارد زمانی به روشن بینی برسد. استاد به او گفت:<b><font face="times new roman,times,serif" size="3"><font color="#993300"><br></font></font></b></font> text/html 2015-10-15T16:00:51+01:00 kooyeagahi.mihanblog.com روشن ضمیر تریبون آزادی (شمارۀ دو) http://kooyeagahi.mihanblog.com/post/18 <font color="#003300" size="3"><font face="Mihan-Koodak"><font face="Mihan-IransansBold" color="#993300" size="2">گوهر خودرا هویداکن کمال اینست وبس<br>خویش را درخویش پیداکن کمال اینست وبس</font><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><br></font><br>نیازی نیست حتما ازخونه بیرون برید, یا اینکه به یه جای خوش آب وهوا سفرکنید, اگر اجازه بدید روحتون پرواز می کنه به هرجایی که شما دوست دارید و لذت می برید.مثلا من, زمانی که چشمام رو می بندم , خودم رو میبینم که تو یه دشت نشستم و به صدای طبیعت گوش میدم یا پابرهنه کنارساحل یا هرکجای دیگه قدم میزنم (دیوونه ی این کارم) انقد توی هستی غرق میشم که&nbsp; باذر ذرۀ وجودم خدا </font></font><font color="#003300" size="3"><font face="Mihan-Koodak"><font color="#003300" size="3"><font face="Mihan-Koodak">رو</font></font>(یا هرچیزی که اسمش رو میذاری) حس می کنم.<br>روحت که آزادباشه, باتمام وجودت حسش میکنی وحتما اون رو می بینی,هرلحظه همه جا ,توی درختا توی همه ی حیوانات, آدمایی که دوستشون داری وهرکجا که فکرشو کنی (مخصوصا تو وجود خودت) , گاهی ناخودآگاه یه لبخند بزرگ به پهنای صورتت نقش می بنده اون لحظه&nbsp; یعنی تووی خدا غرق شدی, تنها ازاینکه هست لذت می بری ازاینکه زندگی روبهت هدیه داده تا بیای اینجا و ازوجودش لذت ببری ممنون میشی , ازش سپاس گذاری می کنی که هستش تا تو احساس امنیت کنی.<br></font></font><font color="#003300" size="3"><font face="Mihan-Koodak"><font color="#003300" size="3"><font face="Mihan-Koodak"> درآخر </font></font>دوستای نازنینم باید اضافه کنم که یادتون نره:&nbsp;<font face="Mihan-IransansBold" color="#000000" size="2">&nbsp;<font color="#993300"> "خودمان گنجی هستیم که می جوییم."<br><font color="#000000">پ.ن :فارغ ازاینکه هرکسی و هرکجا که هستید بی نهایت دوستتون دارم</font><br></font></font><br></font></font> text/html 2015-10-14T16:47:05+01:00 kooyeagahi.mihanblog.com روشن ضمیر تریبون آزادی (شمارۀ یک) http://kooyeagahi.mihanblog.com/post/17 <font face="Mihan-Koodak" color="#003300" size="3">تصمیم گرفتم یک سری پست&nbsp;به بلاگ اضافه کنم با عنوان تریبون آزادی, چون واقعا&nbsp; احتیاج دارم جایی&nbsp; افکارم رو بیان کنم. چیزی که کم اتفاق می افته, بنا به هردلیلی همیشه مجبورم چیزی نگم.<br>درحال حاضر منتظرم تا شما دوستای عزیزم تو نظرسنجی شرکت کنید و رای خودتون رو ثبت کنید تا مشخص بشه چه مطالبی بیشتر موردپسند شما واقع هست, اینجوری انتخاب مطلب برای من هم راحت تر میشه و شرمنده دوستان با پست های کم مخاطب هم نمیشم! پس درخواست می کنم اگر به وبلاگ من سرزدید (که خوش اومدید) به گوشۀ سمت چپ وبلاگ برید ودر نظرسنجی شرکت کنید پیش تر ازهمۀ دوستان کمال تشکررو دارم.</font><font color="#003300"><font face="Mihan-Koodak" size="3"><font size="4"><br><font color="#000000">درآخر باید اضافه کنم&nbsp; اگرعلاقمند به بلاگ کوی آگاهی هستید, میتونید ازستون سمت چپ درجای مشخص شده, ایمیل خودتون رو وارد کنید تا از مطالب جدید وبلاگ باخبر بشید.</font></font><font color="#CC0000"><br>باآرزوی بهترینا برای تک تک شما دوستای گلم.</font><br></font></font> text/html 2015-10-14T08:19:09+01:00 kooyeagahi.mihanblog.com روشن ضمیر به صدای بدن خود گوش دهید http://kooyeagahi.mihanblog.com/post/16 <font face="Mihan-Iransans"><font face="Mihan-IransansBold" color="#CC6600" size="2"><img src="http://ayenehzohour.ir/sites/ayenehzohour.ir/files/usersblog/51/%20%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%20%D8%AD%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86.png?1364736334" alt="جسم" align="" border="0" height="151" hspace="0" vspace="0" width="241"><br>این پست به جنبۀ چهارم زندگی ما یعنی جسم می پردازد, بامن همراه باشید تا یک بار برای همیشه اگر باور پوسیده ای دررابطه با بدن خودتان دارید,آن را تغییر دهید.</font><br><font size="2">باوجود انواع واقسام اطلاعات ازمنابع گوناگون, آگاهی گروهی ازمردم درمورد بدنشان بسیار کم وسطحی است. بااظهار تاسف دنیای متمدن کنونی پیش ازهرچیز به پیشرفت فکری,مغزی و صنعتی متمرکز شده ودرنتیجه انسان ها را از ارتباط با بدن وطبیعت اطرافشان غافل کرده است. طرزفکر ورفتار ما با طبیعت وبدنمان به صورت جنگ وجدال غلبه وکنترل آنها درآمده است.<br>دلیل دیگری که باعث این طرزتفکر شده این است که بسیاری از رهبران مذهبی و روحی جوامع&nbsp; این عقیده را درذهن مردم جا داده اندکه انسانها باید خود را از بدن ونیازهای جسمی رها کرده وبالاتر وفراتر ازنیازهای جسم گام بردارند.<br></font></font><br> text/html 2015-10-13T20:00:00+01:00 kooyeagahi.mihanblog.com روشن ضمیر قدم های مثبت درراه التیام احساسات http://kooyeagahi.mihanblog.com/post/15 <font face="Mihan-Iransans" size="2">یکی از دوستای گلم که خیلی ام دوستش دارم بهم گفت که انقد کتابی ننویسم چون خیلی ها نمی پسندن, خودمم بهش فکر کرده بودم اما چون فعلا دارم ازیه کتاب می نویسم که خیلی برام باارزشه ,نخواستم چیزی ازکتاب روتغییر بدم هرچند نمیتونم کل کتاب رو تایپ کنم اما تصمیم گرفتم بخشی ازش رو با شما به اشتراک بذارم. <font face="Mihan-IransansLight">(</font></font><font face="Mihan-Iransans"><font face="Mihan-IransansLight" size="2">فک نکنم </font><font face="Mihan-IransansLight" size="2">این کتاب چاپ جدید داشته باشه چون چاپ83 هست,حداقل من فقط چاپ قدیمش رو پیداکردم.)</font><br><font face="Mihan-IransansBold">قبلا گفتم که پست جدید رو به التیام احساسات اختصاص میدم ,پس به ادامه ی مطلب برید...</font><img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/8.gif"></font>