تبلیغات
 کوی آگاهی وبلاگ کوی آگاهی
این روزا حال و هوای عجیبی دارم, انگار دارم از یه پل عبور میکنم, یه پل که از خود قدیمی به خودجدیدم کشیده شده و من باید این مسیر رو طی کنم, میدونم که فقط باید برم و به پشت سرم یا به پایین نگاه نکنم, هروقت میخوام از پل هوایی عبور کنم, واسم سخته که پایین رو نگاه کنم چون دچار وحشت میشم و نمیتونم رد بشم. همش فکرمیکنم شاید پل زیر پاهام خالی بشه و بی افتم پایین بین ماشینا و له بشم! این ترس های که من رو فلج می کنه,  فکر میکنم منشاءاصلی اون ترس از نابودی و نداشتن عدم امنیت باشه.
من بلاخره به این ترس ها غلبه می کنم یا اینکه باهاش کنار میام و باهم مسالمت آمیز زندگی می کنیم. حالا که دارم این پست رو می نویسم از هیجان و ترس, قلبم تند تند میزنه اما عقب نشینی نمی کنم که! چون منم به اندازه این ترس قوی شدم یا شایدم بیشتر ازاون قدرت پیدا کرده باشم.( این تو بمیری از اون تو بمیریا نیست!!)
من بلاخره به این مهم دست پیدا میکنم, میدونم.



طبقه بندی: زندگی بهتر،
برچسب ها: ترس، نابودی، پل، آگاهی، آزادی، رهایی، عدم امنیت،
تاریخ : سیزدهم شهریور 97 | 11:30 ق.ظ | نویسنده : روشن ضمیر | نظرات
 یه انیمه روانشناختی نگاه میکردم به نام my youth romantic comedy is wrong as i expected راجب شخصیت افرادی که منزوی هستن (افراد درنگرا, منزوی نیستن) و در فعالیت های گروهی شرکت نمی کنن یا به ندرت شرکت می کنن. هیکی (هاچیمن هاکیگویا) پسری که در این انیمه  همیشه تنها و تک پر معرفی میشه, به اجبار یکی از معلم ها به گروه داوطلبی می پیونده تا شاید کمی از این انزوا خارج بشه و تمایل داشته باشه با دیگران ارتباط برقرار کنه. اتفاقن این خصلت "بیشتر نظاره گر بودن"گاهی به کمکش میاد چون بیشتر از بقیه به رفتارها و اتفاقات اطرافش دقت می کنه. هیکی دوست داره که شوهر خانه داری باشه و از کار کردن خارج از خونه خوشش نمیاد اما این برای اطرافیانش پذیرفته نیست. تعجب نکنید مردهایی هم هستن که دوست دارن خانه دار باشن اما بخاطر شرایط فرهنگی توان ابراز رو ندارن.
آدم هایی که بیشتر اوقات تنها هستن به این دلیل نیست که دوست دارن منزوی و اجتماع گریز باشن  , به نظر من در جامعه به ندرت افرادی پیدا میشن که اعتقاد و طرز تفکر این دست از افراد رو بپذیرند. اکثر مردم بدون فکر, تنها به تمسخر و ترد کردن و یا حمله کردن به شخصیت این افراد رو میارن. اینطور میشه که این دسته افراد جایگاه اجتماعی مناسب خودشون رو پیدا نمی کنن. (درونگرا بودن متفاوت هست)
کاش اگه با اعتقاد یا نظری مخالف هستیم تنها مخالفت خودمون رو ابراز کنیم یا اینکه از رفتار و ظاهر کسی خوشمون نمیاد  طوری رفتار نکنیم که اون شخص آزرده خاطر بشه یا فکرکنه دوست نداشتنی هست. گاهی به واکنش های خودمون دقت کنیم تا باعث نشیم شخصی بخاطر رفتار ما تنها تر بشه.
درسته ما ممکن در سطح کلان نتونیم کاری انجام بدیم اما  در سطح کوچک تر مثل دوست ها و آشناها و آدم هایی که روزانه برخورد می کنیم, قطعن اثر گذار هستیم. ما آدم ها باهم تفاوت داریم اما اختلاف و دشمنی که نداریم. اعتقاد یک شخص فقط یک اعتقاد که هرلحظه ممکن تغییر کنه بهترهست به کل شخصیت یک فرد تعمیم ندیم.



طبقه بندی: زندگی بهتر،
برچسب ها: انزواطلب، ترد شدن، جامعه، آگاهی، انیمه، تنهایی، اعتقاد،
تاریخ : چهاردهم خرداد 97 | 04:40 ب.ظ | نویسنده : روشن ضمیر | نظرات
سه سال از عمر این وبلاگ میگذره , از خوندن مطالب قدیمی تر, متوجه شدم  کلی تغییر کردم.  با تمام وجود احساس میکنم تلاش هام نتیجه داده و تو بهترین راهی هستم که میتونستم باشم. امروز داشتم فکرمیکردم  به چیزایی که هنوز آزارم میده اینکه چطور میتونم به نقطه مثبت زندگیم استفاده کنم, اما یه لحظه این فکر از ذهنم ردشده که نکنه اصلن نقاط  ضعف و مثبتی وجود نداشته باشه؟شاید هرچیزی که هست نه خوب یا بده,این تنها من هستم بهش برچسب میزنم و به گروه های خوب یا بد, زشت یا قشنگ و.. تقسیم می کنم.
برای مثال "نادیده گرفته شدن" برای من هنوز آزاردهندس, قبل تر ها که به شدت اذیت میشدم. خلاصه به این فکرکردم با این موضوع چطور میتونم کنار بیام؟ به این نتیجه رسیدم بپذیرم من هم مثل هر انسان دیگه نیازی دارم بهم توجه بشه و شنیده بشم و این چیزی هست تو وجودم اما نمیشه و امکان نداره از همه ی انسان ها و همیشه و هر لحظه این توجه رو بگیرم. یه وقتایی بهش نمیرسم, یه وقتایی دیگران از عمد یا غیر عمد بی توجهی میکنن, من نمیتونم کاری کنم تحت کنترلم نیست. بپذیرم که گاهی بهم توجه میشه گاهی اوقات هم بهم توجه نمیشه , دیده یا شنیده نمیشم .
حالا میدونم گاهی این اتفاق می افته و جز موارد لاینفک زندگی هست,  و میدونم دوباره پیش بیاد زجرآور نخواهد بود,این تنها یه رفتار هست نه هیچ چیز دیگه! میذارم پیش بیاد و عبور کنه و همچنان نسبت به خودم احساس خوبی داشته باشم.



طبقه بندی: زندگی بهتر،
برچسب ها: شنیدن، توجه، رهایی، احساس، آگاهی، نادیده گرفتن، دیدن،
تاریخ : چهارم خرداد 97 | 11:20 ب.ظ | نویسنده : روشن ضمیر | نظرات
زمانی که یه هدف تعیین میکنی تا بهش برسی هیچ تصور نمیکنی چه مشکلاتی واست پیش میاد تا مانعت بشه, شاید بگی آره من تا آخرش هستم و پای هرچیزی ایستادم ولی تا در دل قضیه قرار نگرفتی مشخص نمیشه واقعن  حاضری همه جوره پای هدفت بایستی یا نه تنها یه هیجان زود گذر بوده! چنان درد و رنج میاد سراغت گویی پوستت  کنده میشه. اما اگر ایستادگی کنی, اگر واقعن  بخوای به اون تصویر بزرگ توی ذهنت برسی, تو در طول مسیر چنان تغییر میکنی که یه وقتی به خودت میای تا شخصی شدی که هیچ شباهتی با دوران خامی تو نداره.
این تغییر اگر مثبت باشه, اگر درست پیش بینی کرده باشی و این هدف مطابق خواسته ها و ارزش هات باشه ,قطعن تاثیر گذار خواهد بود. هم برای خودت هم برای محیط پیرامونت, اما اگر به مقصد رسیدی اما اونطور که فکرمیکردی نشد, بهتره که دوباره دست بذاری رو زانوهات و بلند شی, چون تجربه های زیادی بدست آوردی و حالا که بخوای از نو شروع کنی, میدونی دقیقن چی میخوای.
در نظر داشته باشیک که در این مسیر مهمه که تعادل ایجاد کنیم بین جنبه های زندگی تا هدف ما توام با رضایت خاطرباشه.




طبقه بندی: زندگی بهتر،
برچسب ها: هدف، آگاهی، امیدواری، مسیر، تغییر، انگیزه، تعادل،
تاریخ : بیست و هفتم اردیبهشت 97 | 01:40 ب.ظ | نویسنده : روشن ضمیر | نظرات
واسه اینکه سال 96 هم داره تموم میشه, به خودم قول دادم تو اسفندماه هر جمعه روزه آب بگیرم هرچند جمعه اول چندان وفادار نبودم و شب یه تیکه ته دیگ و یه قاشق برنج خوردم و الان نادمم!! اما جمعه بعدی سعی میکنم بیشتر وفادار باشم ( امیدوارم). حالا چرا روزه آب؟ همه جور روزه وجود داره من با این بیشتر احساس راحتی میکنم, البته روزه هندونه هم خوبه هروقت فصلش باشه ( دستشویی رفتنش بیشتره !! ) اما روزه انگور یا پرتقال به نظرم جالب نمیاد البته تاحالا امتحان نکردم ! ( نمیدونم دیگه چجور روزه هایی وجود داره, شما میدونین؟)
چرا این تصمیم رو گرفتم؟ واسه اینکه به نظرم یه جور خونه تکونی درونی میاد و شاید بتونم ادامه بدم. اگه عادتم بشه لطف بزرگی در حق بدنم کردم چون در طول هفته انقد غذاهای شیمیایی میخوریم بدن ما پر از سموم شده , بیچاره عادت کرده که هرچی به خوردش میدیم تعجب نمیکنه! به نظرم اومد روزه گرفتن باعث میشه سموم بدنم کمتر بشه و همینطور به سلامت بدنم کمک کنم و این یکی از راه های خوددوستی هست.


ادامه مطلب

طبقه بندی: زندگی بهتر،
برچسب ها: آگاهی، پاکسازی، سموم، بدن، روزه آب، خونه تکونی، تعادل،
تاریخ : پنجم اسفند 96 | 07:00 ب.ظ | نویسنده : روشن ضمیر | نظرات
بازار داغ موفقیت
داشتم فکرمیکردم یه مدتی هست که تب حرفای موفقیتی و انگیزشی زیاد شده و واسه خودش بازاری درست کرده.  هرکسی هم به مردم یه چیزی ارائه میکنه و اونارو قانع میکنه که چیزایی که اون میگه خاص هست. طبیعتن هرکسی این وسط بیشتر مردم رو جذب کنه خب موفق تره. روانشناس ها و سخنران ها ی موفقیت روز به روز بیشتر میشن, ولی به نظرتون اگه به زندگی شخصی و درونیات واقعی این افراد دسترسی پیدا کنیم انقدر فوق العاده به نظر میرسن؟ من که شک دارم, شاید تعداد انگشت شماری از اونها واقعا خودشون باشن ولی هستن آدمایی که هدفی جز سواستفاده از دیگران ندارند.


ادامه مطلب

طبقه بندی: زندگی بهتر،
برچسب ها: بازار، موفقیت، انگیزه، آگاهی، خودشناسی، انرژی مثبت، تعادل،
تاریخ : بیست و ششم اردیبهشت 95 | 01:13 ق.ظ | نویسنده : روشن ضمیر | نظرات

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

  • paper | سامان | اخبار