تبلیغات
 کوی آگاهی وبلاگ کوی آگاهی
غیبت کردن
 الان که دارم این متن رو می نویسم فکرکردم شاید یکی هم باشه مثل من که دوست داشته باشه غیبت نکنه اما ناخودآگاه این کارو میکنه و بعدش پشیمون میشه که چرا همچین کاری کرد؟
برام جالب بود که تو کتاب "پروژۀ شادی" به موضوع غیبت کردن روبه رو شدم, بیشتر چون نویسنده آمریکایی هست و خبری از دلایل و صحبت های کلیشه ای در باب این کار ناخوشایند, در کتاب دیده نمیشه. نویسنده"گریچن رابین" هم از این موضوع رنج می بره پس من یه نفس راحت می کشم و با خودم میگم که تنها ما ایرانی ها نیستیم که با همچین مشکلی روبه رو هستیم.

برای مثال نویسنده در جایی گفته " اما گرچه ممکن است غیبت کردن نقش اجتماعی مهمی داشته و لذتبخش باشد, کار جالبی نیست و من همیشه پس از مکالمه ای که اساس آن غیبت کردن بوده است, احساس بدی پیدا کرده ام, با اینکه در لحظه, از غیبت کردن لذت برده ام." و در جایی دیگر در رابطه با بررسی هایی که روانشناس ها انجام دادند نوشته "مردم به طور ناخودآگاه ویژگی هایی را که من به دیگران نسبت می دهم, به خودم نسبت می دهند. پس اگر من به " جین" بگویم که"سارا" پرافاده است, "جین" به طورناخودگاه این ویژگی را به من نسبت می دهد. از سوی دیگر, اگر بگویم که "سارا", فردی فوق العاده وخونگرم است, خودم را با این ویژگی مرتبط ساختم. چیزی که من درمورد دیگران می گویم, به خود من برمی گردد,حتی وقتی با کسی صحبت کنم که مرا می شناسد."
توچی فکر می کنی؟ بهترنیست زوتر دست به کار بشیم و این عادت ناخوشایند رو با عادتی بهترجایگزین کنیم؟ مثل صحبت کردن در رابطه با خوبی های دوستان و آشنایان! حتما هرشخصی یک سری نکات مثبت داره که میشه بخاطر اون ها ازش قدردانی کرد.




طبقه بندی: زندگی بهتر،
برچسب ها: غیبت کردن، عادت، آگاهی، زندگی، انرژی مثبت، احساس خوب،
تاریخ : یکم اردیبهشت 95 | 06:25 ب.ظ | نویسنده : روشن ضمیر | نظرات

  • paper | سامان | اخبار