تبلیغات
 کوی آگاهی وبلاگ کوی آگاهی
انتخاب
شما هم تاحالا همچین چیزی روتجربه کردین؟ مشکل این نیست که نمیدونی چی میخوای, مشکل اینه که نمیدونی کار یا ایده ای که به ذهنت میرسه درست هست یا نه. من همیشه و هرلحظه با این تردید دست به گریبانم, به هیچ وجه حس خوشایندی نیست,منتظری تایک نفر پیدا بشه وبهت بگه باید چه کاری انجام بدی!


ادامۀ نوشته

طبقه بندی: تریبون آزادی،
برچسب ها: تردید، آگاهی، دغدغه، زندگی، آرامش، آزادی، تریبون،
تاریخ : چهاردهم آبان 94 | 12:26 ق.ظ | نویسنده : روشن ضمیر | نظرات
خود کم بینی
این داستان زندگی اکثرما آدماست,همیشه نگاه مون به دنیای بیرونه وبه دنبال ایده آل ها دردنیای بیرونیم, خوشبختی و آرامش دیگران رو می خوایم و فکرمی کنیم مرغ همسایه غازه...خودکم بینی و گاهی خودنابینی باعث میشه که انسان خودش رو به حساب نیاره وارزشی برای خودش قائل نباشه.حالا توجه شمارو به داستان زیرجلب می کنم
.


ملّابرای خریدکفش نو راهی شهرشد.درقسمت کفش فروشان انواع مختلفی ازکفش ها وجودداشت که اومی توانست هرکدام راکه می خواهدانتخاب کند. فروشنده حتی چندجفت هم از انبار آورد تا ملّا آزادی بیشتری برای خرید کفش دلخواهش داشته باشد. او یکی یکی کفش ها راامتحان کرد, اماهیچ کدام را باب میلش نیافت وهرکدام را که می پوشید به آن ایرادی می گرفت.

ادامۀ نوشته

طبقه بندی: تلنگر،
برچسب ها: آگاهی، تعادل، خود، کم بینی، آزادی، جستجو، زندگی،
تاریخ : دوازدهم آبان 94 | 09:47 ب.ظ | نویسنده : روشن ضمیر | نظرات
کیست مولا آنکه آزادت کند
بند رقیّت ز پایت برکَند

مولوی


روزی پدر ملّا به او ماموریت دادکه یک خرگوش را به کسی در روستای مجاور تحویل دهد. ملّا باخودش گفت:«بهتراست نشانی آن شخص را بنویسم تا یادم نرود.» نشانی را در جیبش گذاشت و به دنبال ماموریتش رفت. هرچنددقیقه یک بار نیز نگاهی به آن می انداخت و با خود می گفت:«می دانم به کجا می روم.»

ادامۀ نوشته

طبقه بندی: تلنگر،
برچسب ها: آزادی، بندگی، آگاهی، مقصد، آدرس، تلنگر، تعادل،
تاریخ : یازدهم آبان 94 | 09:19 ب.ظ | نویسنده : روشن ضمیر | نظرات
ضعف
از آنچه دیگران دربارۀ شما فکرمی کنند ناراحت نشوید.آنها نیز نگران این امرهستندکه شما درباره شان چه فکری دارید.


می گویند دوشاکی رفتندپیش ملانصرالدین. شاکی اولی گفت:«من ازفلانی پول طلب دارم نمی دهد و می گوید آه دربساط ندارم, این حرفش منطقی نیست.» ملّا گفت:« تو حق داری.» شاکی دوم گفت:« فلانی ازمن طلبکار است ولی ندارم بدهم ورشکسته ام این مرد مرا تحت فشار گذاشته.»


ادامۀ نوشته

طبقه بندی: تلنگر،
برچسب ها: زندگی، آگاهی، بیماری، ضعف، آرامش، افکار، ملّانصرالدین،
تاریخ : بیست و هفتم مهر 94 | 11:49 ب.ظ | نویسنده : روشن ضمیر | نظرات
من نظرهایم را تا آنجا که میشود گفت, به اشاره می گویم و می گذرم, تو خود حدیث مفصل بخوان.
 
چه خوبه که ما مردم ایران تحقیق بیشتری در تاریخ کشورمان انجام بدیم و هرچیزی را به راحتی قبول نکنیم. این موضوع بسیار ضروری هست برای ما که تاریخی کهن و پراز ابهام داریم. عصر, عصرِ اطلاعات هست ,ما کار راحت تری نسبت به نسل های پیشین داریم ولی این امر فقط وقتی امکان پذیره که شما قطعی قضاوت نکنید,هیچ اطلاعاتی رو نمیشه قطعی رد یا قبول کرد. امیدوارم که این نکته رو هم در نظر داشته باشید که یک اقدام درگذشته , برای اون زمان بهترین کار ممکن به نظر می رسیده, اما درحال حاضر ممکنِ حماقت و خیانت به کشور تلقی بشه.


ادامۀ نوشته

طبقه بندی: تریبون آزادی،
برچسب ها: ایران، آگاهی، تاریخ، اطلاعات، تریبون، آزادی، مردم،
تاریخ : بیست و ششم مهر 94 | 04:54 ب.ظ | نویسنده : روشن ضمیر | نظرات
بیداری
شاگردی که سال های متمادی تحصیل کرده و با جدیت تمرینات روحی خودرا انجام داده بود, به استادش گفت که تردید دارد زمانی به روشن بینی برسد. استاد به او گفت:

ادامۀ نوشته

طبقه بندی: تلنگر،
برچسب ها: آگاهی، بیداری، آرامش، زندگی، خورشید، طلوع، تلنگر،
تاریخ : بیست و چهارم مهر 94 | 05:38 ب.ظ | نویسنده : روشن ضمیر | نظرات

تعداد کل صفحات : 6 :: 1 2 3 4 5 6

  • paper | سامان | اخبار