تبلیغات
 کوی آگاهی وبلاگ کوی آگاهی
چقدر عالیه که گاهی نظراتی از شما دریافت میکنم, وقتی تنها واسه خودم می نویسم احساس بودن تو یه جزیره متروک رو دارم (هرچند نوشتن در هرصورت کمک کنندس ). تنهایی محض مثل بودن توو یه جزیره متروکه و دقیقن عین رابینسون کروزو هست! نه که شدنی نیست اما ارتباط داشتن مثل نوشیدن آب بعد از بلعیدن یه چیز خشک ,باعث میشه این عمل راحت تر صورت بگیره!

ادامه مطلب

طبقه بندی: تریبون آزادی،
برچسب ها: ارتباط، آگاهی، زندگی، تعادل، خودشناسی، روانشناس، احساسات،
تاریخ : بیست و ششم بهمن 96 | 08:20 ق.ظ | نویسنده : روشن ضمیر | نظرات
باید می رفتم, حقیقتن به یه سفر تنهایی احتیاج داشتم. احساس میکنم بعد از هر سفر یه چیزایی به دست میارم و یه چیزایی از دست میدم. مخصوصن نوع دلبستگیم به آدما و نوع نگاهم به زندگی و خودم عوض میشه, نمیدونم دارم به چی تبدیل میشم یا به کجا دارم میرم. تنها میدونم از این حرکت کردن لذت می برم اینکه انتهاش چی میشه برام اهمیتی نداره.
سفری که به  روستای چاهوشرقی از جزیره قشم داشتم, در اقامتگاه نچیدار مهمان خانواده پوزیده بودم ( برای اولین بار بود که به قشم سفر میکردم). بخش سوار شدن به شناورهای تندرو واقعن برام جالب و هیجان انگیز بود ( متوجه شدم کشتی ها هم مهماندار دارن! تاحالا نشنیده بودم). ذره ای احساس نکردم که دلم میخواد به محیط شهری برگردم, با محیط روستا یه جورایی در این مدت کم خو گرفته بودم. انگار مدتهای  مدیدی اونجا زندگی میکردم.  البته من فکرنمیکنم به جای خاصی تعلق دارم.  حتی الان که در شهر خودم کنار خانوادم هستم!


ادامه مطلب

طبقه بندی: تریبون آزادی،
برچسب ها: سفر، آگاهی، تنهایی، زندگی، رهایی، قشم، نچیدار،
تاریخ : پانزدهم بهمن 96 | 07:00 ب.ظ | نویسنده : روشن ضمیر | نظرات
گاهی اوقات از اینکه  میتونم خیلی قوی باشم  و روزای سخت رو سریع بگذرونم تعجب میکنم!  متوجه شدم که هر زمان که غمگین و دلشکسته باشم و احساس کنم دیگه نمیتونم ادامه بدم, درست چند ساعت بعد یا در نهایت یک روز بعد دوباره حالم خوب میشه, دوباره به رویاها و برنامه هام فکر میکنم. شک ندارم هر نقطه ای از جهان برم, میتونم از پس خودم بربیام. {زمین مادر هوام رو داره ,کل کهکشان هم باهام رفیق هستن!! ال اس دی نمیزنم :)))}
یه تغییر خوبی که در خودم دیدم اینه که یه جورایی با همه راحت صحبت میکنم, با غریبه ها چه بزرگ چه کوچیک با دوستای دور و نزدیک و گربه های تو خیابون ( هنوز جرات نکردم به سگی نزدیک بشم) ! این واقعا انرژی مثبت بهم میده, قبلا یه آدم ساکتی بودم عین دیوار! فقط لبخند میزدم ( چه مذخرف بودم! اما بقیه میگن  اونجوری دختر بهتری بودم) شاید بهتره زیاد راحت نباشم چون گاهی غریبه ها با شک و تردید بهم نگاه میکنن :)))) (بدم نمیاد دیوونه به نظر برسم!!)


ادامه مطلب

طبقه بندی: تلنگر،
برچسب ها: آگاهی، زندگی، امیدواری، تعادل، آرامش، تنهایی، ترس،
تاریخ : سوم بهمن 96 | 02:20 ق.ظ | نویسنده : روشن ضمیر | نظرات
تو این دورانی که وبلاگ نویسی یه جورایی اولد فشن (دِمُده) شده , من بهش علاقمند شدم, خب فهمیدم  در اصل نوشتن باعث میشه حالم خوب بشه!! وقتایی که احساس بدی دارم به عبارتی ناراحت و گریانم تازه متوجه میشم چند روزه که ننوشتم. البته علاقه خاصی به هرچیزی که دِمُده شده دارم این رو کتمان نمی کنم.
این روزا مشغول موشکافی هرچه بیشتر عمق تاریک وجودم هستم, راستش با چیزای جالبی رو به رو نشدم , تنها احساس خوبم واسه اینه که شجاعتش رو داشتم  دست به این کار بزنم درصورتی که خیلی از آدما میترسن با خود واقعیشون روبه رو بشن. میدونم قرار نیست به زودی نتیجه بده اما این تصمیم منه و سنگ هم از آسمون بباره پای این تصمیمم وایسادم. اتفاقن این روزها عجیب هرروز مشکل  واسم پیش میاد , هرروز یه مانعی که با ترس هام روبه رو نشم که تغییراتی که میخوام رو در زندگیم ایجاد نکنم. اما ایستادگی می کنم چون این انتخاب من هست.
خداوند به همه ی ما صبر و قدرت بده تا از تاریکی ها یکی بعد از دیگری عبور کنیم تا به نور حقیقی برسیم.
آمین.



طبقه بندی: تریبون آزادی،
برچسب ها: زندگی، کوی آگاهی، ترس، مبارزه، امیدواری، شجاعت، نیمه تاریک،
تاریخ : یکم بهمن 96 | 01:30 ق.ظ | نویسنده : روشن ضمیر | نظرات
بیشتر از یکسال هست که به اینجا سر نزدم, راستش اطلاعاتم رو فراموش کرده بودم ولی به طور معجزه آسایی به یاد آوردم که اطلاعاتم رو جایی یادداشت کردم و همینطور هم بود. (در پوست خود نمی گنجم!)

ادامه مطلب

طبقه بندی: تریبون آزادی،
برچسب ها: آگاهی، ترس، جاده، مبارزه، تغییر، چالش، رهایی،
تاریخ : بیست و نهم دی 96 | 04:10 ق.ظ | نویسنده : روشن ضمیر | نظرات
بازار داغ موفقیت
داشتم فکرمیکردم یه مدتی هست که تب حرفای موفقیتی و انگیزشی زیاد شده و واسه خودش بازاری درست کرده.  هرکسی هم به مردم یه چیزی ارائه میکنه و اونارو قانع میکنه که چیزایی که اون میگه خاص هست. طبیعتن هرکسی این وسط بیشتر مردم رو جذب کنه خب موفق تره. روانشناس ها و سخنران ها ی موفقیت روز به روز بیشتر میشن, ولی به نظرتون اگه به زندگی شخصی و درونیات واقعی این افراد دسترسی پیدا کنیم انقدر فوق العاده به نظر میرسن؟ من که شک دارم, شاید تعداد انگشت شماری از اونها واقعا خودشون باشن ولی هستن آدمایی که هدفی جز سواستفاده از دیگران ندارند.


ادامه مطلب

طبقه بندی: زندگی بهتر،
برچسب ها: بازار، موفقیت، انگیزه، آگاهی، خودشناسی، انرژی مثبت، تعادل،
تاریخ : بیست و ششم اردیبهشت 95 | 01:13 ق.ظ | نویسنده : روشن ضمیر | نظرات

تعداد کل صفحات : 7 :: 1 2 3 4 5 6 7

  • paper | سامان | اخبار