تبلیغات
 کوی آگاهی وبلاگ کوی آگاهی
کاملن احساس رضایت میکنم ازاینکه خودم رو سپردم به دست جریان زندگی و سعی میکنم انعطاف پذیر باشم  در مقابل پیش آمدها. جمعه قبل دومین جمعه ای بود که روز آب گرفتم و خوشبختانه در مقابل وسوسه ها مقابله کردم! اما این جمعه که بیاد مطمئن نیستم بشه روزه بگیرم چون احتمالن سفری دو روزه در پیش داشته باشم, تو سفر که نمیتونم روزه آب بگیرم آخه ماشین چندبار وایسه تا من برم دست به آب؟!!!( از افکار خودم خندم میگیره)
درونم یه عشق بی نهایت احساس میکنم واسه همین این روزا حال دلم خوبه, عشق نه به شخص یا چیز خاصی. وقتی به زندگیم نگاه میکنم به همه اتفاقات روزمره و آدمایی که میان و میرن, متوجه میشم که واقعن دوسشون دارم و نمیخوام جور دیگه ای باشه و فکرمیکنم اینجا بهترین جایی هست که من حضور دارم و حاضر نیستم با دنیا عوضش کنم, حتی اگه هزار بار هم به دنیا بیام, دوست دارم همین مسیر رو طی کنم, همین تجربه ها رو به دست بیارم و در آخر همین آدم باشم.
چیزی که امسال متوجه شدم اینه که احتیاج دارم خیلی بیشتر صبور باشم. آدمی وارد زندگیم شد و با صبوری زیادی که نشون داد, دلیلش هرچیزی بود نمیخوام بدونم, متوجه شدم خویشتن دار  وصبور بودن بودن چقدر مهمه و من چقدر جای خالیش رو تو زندگیم  احساس میکردم. هرچند کمی بهتر شدم اما هنوز دارم تمرین میکنم با روزه گرفتن با نفس عمیق کشیدن با یوگا انجام دادن و  هرچیزی که کمک کننده باشه.
دعا میکنم حال دل همه ی آدما هم خوب باشه, اگر  درون کسی  تاریکی فرا گرفته, پروردگار در قلبش دریچه ای باز کنه تا نور به وجودش بتابه. وقتی تاریکی میاد به ما یادآوری میکنه که روشنایی هم هست و بلاخره ما اون رو پیدا میکنیم.



طبقه بندی: تریبون آزادی،
برچسب ها: آگاهی، رهایی، حال خوب، پروردگار، نور، عشق، زندگی،
تاریخ : پانزدهم اسفند 96 | 10:30 ب.ظ | نویسنده : روشن ضمیر | نظرات
واسه اینکه سال 96 هم داره تموم میشه, به خودم قول دادم تو اسفندماه هر جمعه روزه آب بگیرم هرچند جمعه اول چندان وفادار نبودم و شب یه تیکه ته دیگ و یه قاشق برنج خوردم و الان نادمم!! اما جمعه بعدی سعی میکنم بیشتر وفادار باشم ( امیدوارم). حالا چرا روزه آب؟ همه جور روزه وجود داره من با این بیشتر احساس راحتی میکنم, البته روزه هندونه هم خوبه هروقت فصلش باشه ( دستشویی رفتنش بیشتره !! ) اما روزه انگور یا پرتقال به نظرم جالب نمیاد البته تاحالا امتحان نکردم ! ( نمیدونم دیگه چجور روزه هایی وجود داره, شما میدونین؟)
چرا این تصمیم رو گرفتم؟ واسه اینکه به نظرم یه جور خونه تکونی درونی میاد و شاید بتونم ادامه بدم. اگه عادتم بشه لطف بزرگی در حق بدنم کردم چون در طول هفته انقد غذاهای شیمیایی میخوریم بدن ما پر از سموم شده , بیچاره عادت کرده که هرچی به خوردش میدیم تعجب نمیکنه! به نظرم اومد روزه گرفتن باعث میشه سموم بدنم کمتر بشه و همینطور به سلامت بدنم کمک کنم و این یکی از راه های خوددوستی هست.


ادامه مطلب

طبقه بندی: زندگی بهتر،
برچسب ها: آگاهی، پاکسازی، سموم، بدن، روزه آب، خونه تکونی، تعادل،
تاریخ : پنجم اسفند 96 | 07:00 ب.ظ | نویسنده : روشن ضمیر | نظرات
چقدر عالیه که گاهی نظراتی از شما دریافت میکنم, وقتی تنها واسه خودم می نویسم احساس بودن تو یه جزیره متروک رو دارم (هرچند نوشتن در هرصورت کمک کنندس ). تنهایی محض مثل بودن توو یه جزیره متروکه و دقیقن عین رابینسون کروزو هست! نه که شدنی نیست اما ارتباط داشتن مثل نوشیدن آب بعد از بلعیدن یه چیز خشک ,باعث میشه این عمل راحت تر صورت بگیره!

ادامه مطلب

طبقه بندی: تریبون آزادی،
برچسب ها: ارتباط، آگاهی، زندگی، تعادل، خودشناسی، روانشناس، احساسات،
تاریخ : بیست و ششم بهمن 96 | 08:20 ق.ظ | نویسنده : روشن ضمیر | نظرات
باید می رفتم, حقیقتن به یه سفر تنهایی احتیاج داشتم. احساس میکنم بعد از هر سفر یه چیزایی به دست میارم و یه چیزایی از دست میدم. مخصوصن نوع دلبستگیم به آدما و نوع نگاهم به زندگی و خودم عوض میشه, نمیدونم دارم به چی تبدیل میشم یا به کجا دارم میرم. تنها میدونم از این حرکت کردن لذت می برم اینکه انتهاش چی میشه برام اهمیتی نداره.
سفری که به  روستای چاهوشرقی از جزیره قشم داشتم, در اقامتگاه نچیدار مهمان خانواده پوزیده بودم ( برای اولین بار بود که به قشم سفر میکردم). بخش سوار شدن به شناورهای تندرو واقعن برام جالب و هیجان انگیز بود ( متوجه شدم کشتی ها هم مهماندار دارن! تاحالا نشنیده بودم). ذره ای احساس نکردم که دلم میخواد به محیط شهری برگردم, با محیط روستا یه جورایی در این مدت کم خو گرفته بودم. انگار مدتهای  مدیدی اونجا زندگی میکردم.  البته من فکرنمیکنم به جای خاصی تعلق دارم.  حتی الان که در شهر خودم کنار خانوادم هستم!


ادامه مطلب

طبقه بندی: تریبون آزادی،
برچسب ها: سفر، آگاهی، تنهایی، زندگی، رهایی، قشم، نچیدار،
تاریخ : پانزدهم بهمن 96 | 07:00 ب.ظ | نویسنده : روشن ضمیر | نظرات
گاهی اوقات از اینکه  میتونم خیلی قوی باشم  و روزای سخت رو سریع بگذرونم تعجب میکنم!  متوجه شدم که هر زمان که غمگین و دلشکسته باشم و احساس کنم دیگه نمیتونم ادامه بدم, درست چند ساعت بعد یا در نهایت یک روز بعد دوباره حالم خوب میشه, دوباره به رویاها و برنامه هام فکر میکنم. شک ندارم هر نقطه ای از جهان برم, میتونم از پس خودم بربیام. {زمین مادر هوام رو داره ,کل کهکشان هم باهام رفیق هستن!! ال اس دی نمیزنم :)))}
یه تغییر خوبی که در خودم دیدم اینه که یه جورایی با همه راحت صحبت میکنم, با غریبه ها چه بزرگ چه کوچیک با دوستای دور و نزدیک و گربه های تو خیابون ( هنوز جرات نکردم به سگی نزدیک بشم) ! این واقعا انرژی مثبت بهم میده, قبلا یه آدم ساکتی بودم عین دیوار! فقط لبخند میزدم ( چه مذخرف بودم! اما بقیه میگن  اونجوری دختر بهتری بودم) شاید بهتره زیاد راحت نباشم چون گاهی غریبه ها با شک و تردید بهم نگاه میکنن :)))) (بدم نمیاد دیوونه به نظر برسم!!)


ادامه مطلب

طبقه بندی: تلنگر،
برچسب ها: آگاهی، زندگی، امیدواری، تعادل، آرامش، تنهایی، ترس،
تاریخ : سوم بهمن 96 | 02:20 ق.ظ | نویسنده : روشن ضمیر | نظرات
تو این دورانی که وبلاگ نویسی یه جورایی اولد فشن (دِمُده) شده , من بهش علاقمند شدم, خب فهمیدم  در اصل نوشتن باعث میشه حالم خوب بشه!! وقتایی که احساس بدی دارم به عبارتی ناراحت و گریانم تازه متوجه میشم چند روزه که ننوشتم. البته علاقه خاصی به هرچیزی که دِمُده شده دارم این رو کتمان نمی کنم.
این روزا مشغول موشکافی هرچه بیشتر عمق تاریک وجودم هستم, راستش با چیزای جالبی رو به رو نشدم , تنها احساس خوبم واسه اینه که شجاعتش رو داشتم  دست به این کار بزنم درصورتی که خیلی از آدما میترسن با خود واقعیشون روبه رو بشن. میدونم قرار نیست به زودی نتیجه بده اما این تصمیم منه و سنگ هم از آسمون بباره پای این تصمیمم وایسادم. اتفاقن این روزها عجیب هرروز مشکل  واسم پیش میاد , هرروز یه مانعی که با ترس هام روبه رو نشم که تغییراتی که میخوام رو در زندگیم ایجاد نکنم. اما ایستادگی می کنم چون این انتخاب من هست.
خداوند به همه ی ما صبر و قدرت بده تا از تاریکی ها یکی بعد از دیگری عبور کنیم تا به نور حقیقی برسیم.
آمین.



طبقه بندی: تریبون آزادی،
برچسب ها: زندگی، کوی آگاهی، ترس، مبارزه، امیدواری، شجاعت، نیمه تاریک،
تاریخ : یکم بهمن 96 | 01:30 ق.ظ | نویسنده : روشن ضمیر | نظرات

تعداد کل صفحات : 7 :: 1 2 3 4 5 6 7

  • paper | سامان | اخبار